پيشنهادي براي:
پاسدا شت مروجان و قلمزنان علم مديريت در ايران
غلامرضا خاکی
|
" امروز به دست من ، جز قلمي نيست، باري مي كوشم تا خدمتي كنم" ابوالفضل بيهقي
|
بخش اول:خاستگاه پيشنهاد
روزي هنگام تدريس مباني فلسفي تئوريهاي مديريت ، بحث به اينجا كشيده شد كه در كشور ما، گاه و بيگاه كساني به فراخور حال و مقام خود، به جاي نقد مديريت عملي جامعه، با برچسب غربي زدن به تئوريهاي علم مديريت، از پژوهشگران و نظريهپردازان مجهولي كه معلوم نيست چه كسي يا كساني هستند درخواست ميكنند تا در برابر علم كنوني مديريت ، علم جديدي را پايه گذاري كنند.
اين سخن ها و اظهارنظرها، فارغ از ابعاد تبليغاتي و عوام پسندانه آنها، حكايتگر، ناآگاهي اين اظهارنظركنندگان از تحولات و انقلابهاي علمي در حوزه يك علم است. آن هم علم مديريت كه خود ادعاي اقتضايي (Contingency) بودن دارد. با چنين رويكرد اقتضايي است كه مي توان گفت:
در علم مديريت، همه سخن ها، حكم گزاره اي (فرضيه اي) قابل آزمون دارد كه قبلا در سازمانِ ديگري مورد تاييد آماري (نه اثبات) قرار گرفته است و اكنون براي بكارگيري در سازماني ديگر، نيازمند به آزموني دوباره است.
آن روز در ادامه گفتار ، ديدگاه توماس كوهن (Thomas Kuhn) ] 1996-1922[ در كتاب ساختار انقلابهاي علمي [The Structuer of Scientific Revolution] پيش كشيده شد كه او اصطلاح پارادايم [Paradigm] (1) رابه عنوان يك چارچوب ذهني (Matrix disciplinary) يا مجموعهاي كامل از اعتقادات ارزشها و فنون و نظاير آن كه به اعضاي يك جامعه مفروض تعلق دارد مطرح مي سازد. جامعه اي كه يك پارادايم متعلق به آن است...
سخن به اينجا كه رسيد، يكي از حاضران با هيجان از من پرسيد:
:
|
|
|
چرا در كشور ما ، جامعه علمي مديريت آن گونه كه توماس كوهن مطرح مي كند و شرط شكل گيري پارادايم مديريت ايراني است وجود ندارد؟ و از طرفي اين همه كوشندگان در جهت توسعه و ترويج علم مديريت ديده نمي شوند و دانشگاهي ها آنها را به حساب نمي آورند و جدي نمي گيرنند؟ |
سكوت كردم ، پرسش غافلگيرانه اي بود، پاسخ دهي شايسته به آن،به تامل نياز داشت ، براي چالش انگيزي،پرسش را براي تكليف به دانشجويان به هفته بعد موكول كردم.
هفته بعد
در انتهاي جلسه داشتم ازآنچه دانشجويان، به عنوان دلايل موثر بر عدم شكل گيري جامعه علمي( دانشگران) درايران بر شمردند ، جمع بندي مي كردم كه يكي از دانشجويان شاغل در صنعت كه مترجم چند كتاب است حرفم را قطع كرد و گفت:
|
چگونه با در بوق و كرنا كردن چند مدل و ابزار وصله پينه و ترجمهاي ، كوشندگان در حوزه تعالي، كيفيت، منابع انساني و محيط زيست را شناسايي و به جامعه معرفي و از آنها تقدير مي كنند وم، اما آناني كه اين مفاهيم را ساخته و پرداخته مي كنند و فضاي جامعه را با انتشار آثار خود، آماده پذيرش اين اقدامات مي كنند و در هيچ دانشگاهي شاغل نيستند، را به دست فراموشي سپردهايم و ارج نمي گذاريم؟چرا صاحبان قلمهايي كه با مفهوم افزايي و تكنيكسازي، سرعت تحول جامعه را تسريع مي بخشند به جرم دانشگاهي نبودن، ناديده مي گيريم؟ آيا توسعه دهندگان علم مديريت، فقط كساني هستند كه در دانشگاه درس مي دهند؟ آيا براي اين كوشندگان گمنام توسعه علم مديريت، نبايد فكري كرد و همتشان را ستود؟
|
سخنانش به شدت مرا متاثر و در اين انديشه برد كه براي پاس داشت اين لايه خدمت گذار به علم مديريت بايد چه كرد؟...
***
بخش دوم : خطوط كلي پيشنهاد:
اين پيشنهاد مي تواند بصورت يك طرح اجرايي در سازو كار خاص به اجرا در آيد.
مقدمه:
هر جامعهاي براي پويايي، تكامل و تعالي خويش نيازمند به مفهوم پردازان و نقادان است كه پدر مديريت نوين، پيتر دراكر از آنان به دانشگران (دانشورزان)knowledge worker ياد كرد.رويكرد مفهوم پردازانه، معادل سازانه و نقادانه كه سازنده، مصلحانه، خير انديشانه، پيراسته و پاكيزه باشد وبه آداب و مصالح كشور پاي بند باشد، در هر مرحله اي از زمان انكار ناپذير است.چنين كاري، رسالت دانشمندان و روشنفكران روشنانديش است كه به گفتار و نوشتار، دايره دانش را وسعت دهند و ازحيطه قدرت و اقتدار مراقبت كنند تا مبادا تاخت و تاز كند و خرابيها به بار آورد.
به سخني ديگر ميتوان گفت: تمامي نقدهاي يك جريان روشنفكري، به نقد توزيع قدرت و ثروت بر مي گردد كه پيامد چند و چون مديريت عملي است كه در سطح بنگاهي، سازماني و ملي پديدار شده است.پيداست كه عمل مديران از ديدگاهها، منشها و برداشتهاي آنان متاثر است.
ضرورت كشور ايجاب مي كند امكاني فراهم آيد تا خيرانديشان حقوقي و حقيقي را براي پاس داشتِ قلمزناني كه با فعاليت هاي خود در راه گشودگي اين گره ها قلم مي زنند را بر انگيزاند، و از اين طريق،تمامي صاحب نظران غير دانشگاهي در حوزه مديريت را،به كنار هم آمدن فرا خواند، باشد كه اين پاس داشت، زمينهساز شكل گيري بخشي از «جامعه علمي» دانشورزان باشد كه قرار است درباره تحولات مديريتي جامعه ايران، نظريهپردازي و موضعگيري مصلحانه كنند.اين پاس داشت، امروز تكليف روشنفكرانه اي است تا دانشورزان حوزه علم مديريت را در سطوح بنگاهي سازماني و ملي به شبكه اي توانمند مبدل سازد، و از اين طريق علمي كه ام المعارف توسعه است در فرآيند تحولات اجتماعي اثر بخش سازند.
هدف پيشنهاد:
ارج گذاري بر تلاش هاي فعالان آزاد( غير دانشگاهي) در فرآيند و بسترسازي و توليد آٍثار مديريتي، به منظور ايجاد شور و شوق و هم افزايي در جهت توسعه دانش مديريت با هدف گره گشايي از كلاف سر در گم توسعه نيافتگي
اهميت و ضرورت اجراي پيشنهاد :
آخرين مكتب علم مديريت، يعني مكتب اقتضايي، برتوجه به متغيرهاي ارزشي، فرهنگي و بومي تاكيد دارد. اين مكتب اكنون در سير تكاملي دانش مديريت ، به عرصه فرزانگي سازماني وارد شده است. در چنين فرآيندي تاليف و ترجمه آثار مديريتي كه مشتمل بر نظريه هاي جديد كه برآمده از فعاليتهاي علمي و عملي باشد، سهم بسزائي دارد.
خوشبختانه در سالهاي اخير، علي رغم آشفتگي در بازار نشر كشور، توسط نويسندگان و مترجمان و همت ناشران خصوصي و دولتي، كتابهاي متعدد و متنوعي عرضه شده است. اين تعدد و تكثر، اقتضاء دارد كه با مكانيزمهاي تشويقي بر آن اثرگذاري كرد و آن را به سمت اهداف توسعه اي كشور هدايت نمود. يكي از اين مكانيزمها، ارج گذاري بر تلاش دانش ورزان گمنام غير دانشگاهي است كه فعاليت شان بطور نسبي، نسبت به ديگر آثار،تمايزهاي چشمگيرتري داشته باشد.
ايران به عنوان كشوري در حال توسعه، بيش از هر چيز نيازمند به بسيج منابع و امكانات خويش است. اين امر از طريق بسيج سرمايه هاي فكري و تمركز آنها بر ضرورت ها و فوريت ها، در فرآيند تكامل اجتماعي – سازماني ميسر است. چنين فرآيندي از طريق وجود مكانيزمهاي هدايت كننده و تشويق گر، مي تواند موجبات دست آمدهاي مهمتري براي كشور گردد و از اين رهگذار فرآيند توسعه يافتگي سرعت بيشتري پيدا مي كند.
در اين ميان ارزش گذاري بر سهم ناشران مديريتي بخش خصوصي است، تا از اين طريق، بين آنان كه دانش مديريت و رهبري جامعه را غناي بيشتري مي دهند، نمود بيشتري پيدا كند.
حوزه داوري آثار:
1. مباني فلسفي و مفهومي علم مديريت با توجه به ارزشهاي خودي
2. كتاب هاي مرجع(دايره المعارف/هندبوك/لغت نامه...)
3. مديريت (عمومي/ منابع انساني/ استراتژيك/ بازار يابي/ رفتار سازماني/ مالي/تحول...)
4. سيستم هاي مديريتي( با موضوعات تكنولوژي اطلاعات ، كيفيت، بهره وري...)
5. فنون و تكنيك هاي مديريتي
6. موردكاوي ها/خاطرات/تجربه هاي...مديريتي
7. سايت ها/وبلاگ ها/و خبر نامه هاي الكترونيكي مديريتي...
متقاضيان پاس داشت:
دبيرخانه طرح، علاوه بر اجراي ساز و كارهاي شناسايي شايسته گان پاس داشت،از آثار كليه پديد آورندگان و زمينه سازان توسعه دانش مديريت در كشور كه داراي سمت دانشگاهي نيستند، بدون هيچگونه قيد و شرطي براي مشاركت استقبال مي كند
چالش هاي پيش روي اجراي پيشنهاد:
متاسفانه در كشور ما، ساز و كارهاي تشويقي – حمايتي پس از مدتي يا از همان ابتدا ،دچار جهت گيريها و تسامح و تساهل هاي خاص مي گردد و تاثيرات آن دچار انحراف مي گردد، معمولاً چنين وضعيتي ناشي از شرايط زير است :
1- خطا در طراحي معيارها
2- خطا در انتخاب دبير و دبيرخانه
3- خطا در هيئت داوران و مميزان
4- سوق داده شدن طرح به سمت اهداف فرعي
(احتمال برخي رنجش ها كه ممكن است ريشه در شخصيت هاي پاره اي افراد داشته باشد، نبايد مايه عدم جديت در اين طرح باشد. خطاي مربوط به انطباق و انتخاب آثار با معيارها)
قلمرو طرح:
قلمرو داوري فقط آثار منتشره در زمينه هاي زير است :
1- كتاب غير دانشگاهي( تاليفي و ترجمه اي )
2- مقاله هاي چاپ شده در مجلات غير دانشگاهي و روزنامه ها و اينترنت ( ترجمه اي وتاليفي و تحليلي )
3- تقدير ويژه از بومي ترين و فلسفي ترين اثر مديريتي
4- تاسيس امكانات مجازي اينترنتي(سايت ، وبلاگ...)
تبصره (1):{اين طرح در آينده مي تواند در برگيرنده تقدير از ناشران بخش خصوصي آثار مديريتي، طراحانِ طرحهاي با مضامين مديريتي ( مجلات – كتاب ها – پوسترها و ... ) و نشريه هاي غير دولتي موثرتر در نشر انديشه و تكنيك هاي مديريتي متناسب با مشكلات كشور باشد.}
تبصره(2):{با توجه به اينكه ابعاد طرح بطور سالانه تكامل مي يابد، در صورت وجود محدويت هاي مالي _ اجرايي در سال اول ، طرح مي تواند در يكي يا چند قلمرو بالا و در يك حوزه خاص مثلا حوزه منابع انساني .... اجرا و دعوت به فراخوان از متقاضيان نمايد.}
زمان:
هر سال در روز مشخصي،كه بعدا از سوي شوراي سياست گذاري مشخص مي گردد، طي مراسمي، بطور مستقل يا در يكي از همايش هاي فراگير كشوري از برگزيدگان تقدير به عمل آيد.
نوع پاس داشت
باتوجه به نظام معيار گزينش آثار، و همچنين منابع مالي در دسترس، انواع پاس داشت و تقدير هاي متناسب با قلمروها مشخص مي شود.
منابع مالي اجراي پيشنهاد:
منابع مالي گوناگون حقوقي(دولتي/خصوصي) و حقيقي با قيد عدم اعطاي هيچگونه حق امتياز خاص در انتخاب آثار،بر اساس آيين نامه اي ويژه، قابل جذب خواهد بود
سازماندهي اجرايي:
اين پيشنهاد توسط يك موسسه بخش خصوصي مي تواند با جلب حاميان در قالب ساز و كار زير تحقق يابد.
1. تعيين هيات حقوقي و حقيقي موسسان
2. ايجاد شوراي سياست گذاري كه تركيب آن را هيات موسس مشخص مي كند
3.ايجاد دبيرخانه
4 .تعيين دبير
5.تعيين كميته هاي علمي و اجرايي
6.طراحي فرايند هاي مشاركت و ارزيابي متقاضيان در پاس داشت
7. طراحي سازوكارهاي چگونگي اعلام تقديرشوندگان